X
تبلیغات
رایتل

مرتبه
تاریخ : 1390/02/30

اشاره:دیروز بعد از مدتها این توفیق حاصل افتاد که درس اخلاق حضرت ایت الله العظمی جوادی آملی (حفظه الله) را که هر روز پنجشنبه بعد از نماز ظهر و عصر در موسسه اسراءبرگزار میگردد، شرکت کنم و آنچه ذیلا ملاحظه میکنید برگرفته هایی از فرمایشات عالی این عالم فرزانه است البته در حد فهمی که بنده از صحبت های جانبخش این عالم ربانی داشته و نیز وسعی که در یاد داشت برداری از آن داشتم. ایشان چنین آغاز کردند:

صحبت های روز پنجشنبه ما در دو محور صورت میگرفت یکی بحث اخلاقی و دیگری تفسیر قمست هایی از فرمایشات امیرمومنان علی ابن ابی طالب (سلام الله علیه).

·اما بحث اخلاق، گفته شد که چند اصل داریم:

انسان یک موجود حقیقی است، یک.

انسان یک موجود متکامل است، دو.

موجود حقیقی فقط از طریق امور حقیقی به کمال مطلوب خودش میرسد، سه.

انسان با قوانین اعتباری زندگی میکند، چهار.

گاهی انسان آنقدر در مسایل اعتباری غرق میشود که از امور حقیقی غفلت میکند. قرآن مجید چنین افرادی را اینگونه تعریف میکند که «افئدتهم هوآء» دل اینها خالی است! دل یعنی همان قلب و جان و حقیقت آدمی. این افراد در آن دنیا دل و جانشان خالی است و از حقیقت شان نصیبی ندارند، برای خاطر آنکه آنچه اینها بدان مشغول بودند امور اعتباری ای بود که در آخرت جای ندارد و آنچه که حقیقت اینها را تشکیل میداد اینها ندارند.

اخلاق به چنین مسایل حقیقی می پردازد، سرو کار فقه با امور اعتباری است مثلا میگوید فلان شئ حرام است؛ اما اخلاق چنین نمیگوید بلکه پرده از حقیت آن چیز برداشته میگوید فلان شئ سم (و زهر) است. فقه میگوید نگاه به زن نامحرم حرام است. اما اخلاق میگوید این نگاه تیری از تیرهای ابلیس است (که به قصد کشتن انسانیت تو رها شده!). و...

جهاد درون واقعا جنگ است، هم جنگ نرم هم جنگ گرم! آنچه دربیرون می بینیم (از جنگ،  آدم کشی و اینکه برخی صهیونیست میشود و تعدادی ...)  نمود و ظهور همان چیزی است که در درون ما جریان دارد. فرق آنست که در جنگ برون میکشند و به قتل میرسانند اما در جنگ درون قتلی نیست بلکه اسیر میگیرند(تا ادامه برنامه خودرا بر انسان تحمیل و از طریق او به اجرا برسانند). دراین جنگ چنانچه در حدیث جنود عقل و جهل تصویر شده در هردو طرف هفتاد و پنج کماندار صف کشیده و هر کدام میخواهد جنگ را به نفع خود پایان دهد.

انسان اگر تابع هوی شد، فتوی از وهم و خیال میگیرد نه از عقل. دستور از شهوت و غضب در یافت میکند نه از عقل عملی. امیر مومنان (ع) می فرماید: «کم من عقل اسیر تحت الهوی الامیر». اینجا عقل اسیر هوی است.

دانشمندان اسلامی و غیر اسلامی ای که در باب تاریخ ادیان قلم زده اند دو باب در این موضوع باز کرده اند: یکی باب ملل، که انبیا الهی آورده؛ دیگری باب نحل که متنبیان (مدعیان نبوت دروغین) وضع و جعل کرده اند. امثال بهایی و... این منحرفان از جمع علما و دانشمندان برخواسته اند، اگر حوزوی ای منحرف شده نحله درست میکند و با شبهه افکنی مردم را منحرف می کند. و اگر دانشگاهی ای منحرف شده آلات کشنده و به این فکر می افتد چه کار کند که بتواند جمع بیشتری را در زمان و با زحمت کمتر بکشد؟

اینکه می بینید بعضی ها عالما عامدا گناه میکنند، برای آنست که مهار اختیار شان در دست هوی است نه که شبهه علمی داشته باشند «بل یرید الانسان لیفجر امامه» از این باب است انسان میخواهد جلوش باز باشد...

مرحوم صدوق(ره) درکتاب علل الشرایع نقل میکند که کسی خدمت حضرت امیر(ع) رسید و پرسید: چرا توفیق نماز شب ندارم؟ حضرت فرمود: انت رجل قد قیدتک ذنوبک. تو کسی هستی که گناهان روزت تو را به بند کشیده. همین که میخواهیم بنماز بایستیم عجله میکنیم که زود تر تمام کنیم!

بازهم ایشان نقل میکند که: «إن المصلی یناجی ربه» نمازگزار با پروردگارش نجوا میکند(و سر صحبت خصوصی دارد)!

·اما قسمت دوم که شرح نهج البلاغه باشد،

در این بحث به نامه26 حضرت رسیدیم که خطاب به یکی از کسانی که برای جمع آوری زکوات اصفهان فرستاده بوده اند، نوشته شده و حضرت میفرماید:

«أَمَرَهُ بِتَقْوَى اللَّهِ فِی سَرَائِرِ أَمْرِهِ وَ خَفِیَّاتِ عَمَلِهِ حَیْثُ لَا شَهِیدَ غَیْرُهُ وَ لَا وَکِیلَ دُونَهُ...»[1].

التفات از خطاب به غیبت نحوی تواضع را میرساند.

«وَ آمَرَهُ أَلَّا یَعْمَلَ بِشَیْ‏ءٍ مِنْ طَاعَةِ اللَّهِ فِیمَا ظَهَرَ فَیُخَالِفَ إِلَى غَیْرِهِ فِیمَا أَسَرَّ...»[2].

 من مامورم را امر میکنم که از نفاق بپرهیزد مبادا در ظاهر اطاعت و درباطن (و پس پرده) معصیت کند.

«وَ مَنْ لَمْ یَخْتَلِفْ سِرُّهُ وَ عَلَانِیَتُهُ وَ فِعْلُهُ وَ مَقَالَتُهُ فَقَدْ أَدَّى الْأَمَانَةَ وَ أَخْلَصَ الْعِبَادَةَ»[3].

در بعضی از روایات از نماز بعنوان امانت الهی یاد شده. و اینکه در وقت نماز یک حالت عجیبی برامام عارض می شد وقتی از او می پرسیدند چرا چنین حالتی دارید؟ جواب میدادند: میخواهم امانت الهی را ادا کنم، نمیدانم آیا موفق میشوم آنچنانکه باید ادا کنم یا نه؟

از امام(ع) پرسیده شد: «قد قامت الصلوة» یعنی چه؟ فرمود: «حان وقت الزیارة»! وقت زیارت خدا فرا رسیده است!

« وَ أَمَرَهُ أَلَّا یَجْبَهَهُمْ وَ لَا یَعْضَهَهُمْ وَ لَا یَرْغَبَ عَنْهُمْ تَفَضُّلًا بِالْإِمَارَةِ عَلَیْهِمْ فَإِنَّهُمُ الْإِخْوَانُ فِی الدِّینِ وَ الْأَعْوَانُ عَلَى اسْتِخْرَاجِ الْحُقُوقِ... »[4].

مبادا وجهه مردم را لکه دار کند و مبادا حاکم بودن تو را برتر از آنها بنشاند.

«وَ إِنَّ لَکَ فِی هَذِهِ الصَّدَقَةِ نَصِیباً مَفْرُوضاً وَ حَقّاً مَعْلُوماً وَ شُرَکَاءَ أَهْلَ مَسْکَنَةٍ وَ ضُعَفَاءَ ذَوِی فَاقَةٍ وَ إِنَّا مُوَفُّوکَ حَقَّکَ فَوَفِّهِمْ حُقُوقَهُمْ وَ إِلَّا تَفْعَلْ فَإِنَّکَ مِنْ أَکْثَرِ النَّاسِ خُصُوماً یَوْمَ الْقِیَامَةِ ...»[5]. مال دولتی ویژه تو نیست همچنانکه مال مردم تنها نیز نمی باشد بلکه آنها شریک شماست و مشکل ترین کار آنست که شریک کسی فقرا و مساکین باشد و روز قیامت اقامه دعوی کنند.

«وَ بُؤْسَى لِمَنْ خَصْمُهُ عِنْدَ اللَّهِ الْفُقَرَاءُ وَ الْمَسَاکِینُ وَ السَّائِلُونَ وَ الْمَدْفُوعُونَ وَ الْغَارِمُونَ وَ ابْنُ السَّبِیلِ وَ مَنِ اسْتَهَانَ بِالْأَمَانَةِ وَ رَتَعَ فِی الْخِیَانَةِ وَ لَمْ یُنَزِّهْ نَفْسَهُ وَ دِینَهُ عَنْهَا فَقَدْ أَحَلَّ بِنَفْسِهِ الذُّلَّ وَ الْخِزْیَ فِی الدُّنْیَا وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ أَذَلُّ وَ أَخْزَى‏...»[6].

مصادیق هشتگانه ای که در سوره توبه بیان شده است رابیان میکند که اینها خصوم انسان در قیامت می باشند. کسی که به امانت به چشم اهانت نگاه کند آبروی خویش را برده و چنین کسی در آخرت بی آبرو تر خواهد بود.

«وَ إِنَّ أَعْظَمَ الْخِیَانَةِ خِیَانَةُ الْأُمَّةِ وَ أَفْظَعَ الْغِشِّ غِشُّ الْأَئِمَّةِ وَ السَّلَامُ»[7]. بزرگترین خیانت، خیانت به امت و مردم است و رسواترین دغلکاری، دغلکاری با امامان (راستین اهلبیت ع) است. والسلام.



[1] - اورا به تقوی الهی در امور پوشیده و اعمال نهانی اش، آنجا که شاهدی غیر از خدا و وکیلی بدون او نیست؛ به (رعایت) تقوای الهی مامور میکنم.

[2] - اورا امر میکنم که مبادا در ظاهر به چیزی از طاعات الهی عمل کند که در نهان به غیر آن عمل میکند.

[3] - کسی که نهان و آشکارش دوگونه، سخن و کردارش مخالف هم نباشد؛ امانت را بصورت کامل ادا نموده و عبادتش را خالص نموده است.

[4] - و به او سفارش مى‏کنم با مردم تند خو نباشد، و به آنها دروغ نگوید، و با مردم به جهت اینکه بر آنها حکومت دارد بى اعتنایى نکند، چه اینکه مردم برادران دینى، و یارى دهندگان در استخراج حقوق الهى مى‏باشند.

[5] - شما در این مالیات سهمی ثابت و حق مشخصی دارید، و همچنین شریک تهی دستان و ضعیفان نیازمند هستی. ما حق تو را بتو می پردازیم تو هم حق آنها را بدانها بپرداز. اگر چنین نکنی، جزو دشمن دار ترین مردم در روز قیامت خواهی بود.

[6] - وای برکسی که خصوم اش در روز قیامت، فقرا، مساکین، گدایان، از حق محرومان شدگان، دین داران و راه ماندگان باشد. کسی که امانت را کوچک بشمارد و در غرق در خیانت گردد، خود و دینش را از آن پاک نه نگهدارد؛ در واقع ذلت و خواری دنیوی را برای خود فراهم آورده و چنین کسی در آخرت خوار تر و ذلیل تر خواهد بود.  

[7] - به واقع بزرگترین خیانت، خیانت به مردم است و رسواترین فریبکاری فریبکاری با امامان است.




طبقه بندی:
ارسال توسط نظری
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبلاگ

طراحی سایت

قالب وبلاگ