مرتبه
تاریخ : 1390/08/13

در پست قبلی از مناسبت شهادت/رحلت امام محمد باقر(ع) گفتیم و در این یکی به همین مناسب حدیث از آن بزرگوار در باب دعا (که امروز هم جمعه است و روز دعا و نیایش) نقل میکنم. 

یکی از یاران امام(ع) از ایشان می پرسد: کدام عبادتی بهتر و برتر است؟  

ایشان(ع) در پاسخ می فرمایند: هیچ چیزی در پیشگاه خدا بهتر از آن نیست که از آنچه در نزد او هست بخواهند و طلب کنند، و کسی در نظر خدا مبغوض تر از آنکه از خواستن حاجاتش ابا ورزیده واستکبار پیشه کند، نمی باشد[1].

ایشان در مورد اینکه دعا باید با تاکید والحاح و اصرار همراه باشد، می فرمایند: سوگند بخدا هیچ بنده مومنی در پیشگاه خدا اصرار نمیورزد، مگر اینکه خداوند حاجتش را بر آورده مینماید[2]

معنای دعا:

دعا یعنی خواندن، اما در اصطلاح دین یعنی نجوا کردن و خواندن خدا، خدایی که همه چیز دارد و همه چیز را او هستی داده است. خدائی که با همه عظمتش، خود را از بندگانش جدا ندانسته و به پیامبرش سفارش میکند که اگر کسی سراغ مرا از تو گرفت، من نزدیک ام و پاسخ خواسته هایشان را میدهم و... [3]. نه فقط این که دیگران بصورت صریح به خواندن خویش دعوت نموده و بدانها وعده بر آوردن حاجت داده است[4]، تا با او مانوس بوده و از افتادن در دام و دانه دیگران رهایی یابند. پس سحر و دعا دو یار نزدیک و صادق هم که اگر باهم باشند، میتوانند کارهای بزرگی بکنند؛ گرچند بدون هم نیز تاثیر خاص خودشان را دارند.

دعا و راز و نیاز، دو حالت دارد، حالت وجودی و حالت لفظی، در وضع اولش برای همه موجودات تحقق یافته و تمام وجود موجودات نیاز محض است و همه با تمام جودشان اظهار نیاز میکنند. اما در حالت دومی چنین شمولیتی نداشته و مخصوص کسانی است که به این نیاز دقیق و عمیق خود آگاهی داشته و از راه تحقیق یا به پیروی از انبیا و عالمان واقعی به این درک رسیده باشند. هستند کسانی که از روی جهل یا تجاهل، غفلت یا تغافل، این نیاز حیاتی شان را انکار نموده و میخواهند خود پرنیاز شان را، بی نیاز جلوه دهند؛ ولی باید دقت داشت که انکار واقعیت های عینی نفی واقعیت نکرده بلکه برای نفی کننده یا نفی کنندگانش اثبات حماقت میکند.

دعا در واقع بیانگر فرورفتن شخص دعا کننده تا اعماق وجود عمیق خودش و درک نیازهای آنچنان حیاتی او است، وجودی که با داشتن لایه های پرشمار، انسان این «موجود ناشناخته»[5] را به اعجوبه خلقت تبدیل کرده است.

قرآن مجید وقتی از بندگان خوب خدا یاد میکند چنین می فرماید: و بالاسحار هم یستغفرون.

پیامبر اکرم می فرماید: بهترین زمانی که میشود خداوند را خواند (و با او به نجوا نشست) سحرگاه است. سپس این آیه را از قول یعقوب نبی (ع) (که خطاب به فرزندانش گفته است) تلاوت کرد که: بزودی از خدا برای تان طلب مغفرت خواهم نمود. و (پیامبر اکرم [ص]) فرمود: (درخواست) آنها را تا وقت سحر به تاخیر انداخت[6].

حافظ تجربه و داد و ستد خویش را ازین دیالکتیک معنوی چنین بیان میکند:

هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ

از یمن دعای شب و ورد سحری بود

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند

و اندران ظلمت شب آب حیاتم دادند

سرشک گوشه گیران را چو دریابند، دُر یابند

رخ مهر از سحرخیزان، نگردانند اگر دانند

سوز دل، اشک روان، آه سحر، ناله شب

این همه از نظر لطف شما می بینم

خنده و گریه عشاق زجای دیگر است

می سرایم به شب و وقت سحر می مویم

می صبوح و شکر خواب صبحدم تا چند

به عذر نیم شبی کوش و گریه سحری 

 

منبع این قسمت



[1] - سَدِیرٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ(ع): أَیُّ الْعِبَادَةِ أَفْضَلُ فَقَالَ مَا مِنْ شَیْ‏ءٍ أَفْضَلَ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ أَنْ یُسْئَلَ وَ یُطْلَبَ مِمَّا عِنْدَهُ وَ مَا أَحَدٌ أَبْغَضَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِمَّنْ یَسْتَکْبِرُ عَنْ عِبَادَتِهِ وَ لَا یَسْأَلُ مَا عِنْدَهُ. اصول کافی، ج2 کتاب دعا.

[2] - عَنِ الْوَلِیدِ بْنِ عُقْبَةَ الْهَجَرِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ وَ اللَّهِ لَا یُلِحُّ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی حَاجَتِهِ إِلَّا قَضَاهَا لَهُ. همان

[3] -  وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ أُجیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجیبُوا لی‏ وَ لْیُؤْمِنُوا بی‏ لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ (بقره/186).

[4] - ادْعُونی‏ أَسْتَجِبْ لَکُمْ (غافر/60).

[5] - وام گیری از نام کتاب «انسان موجود ناشناخته» نوشته الکسیس کارل، فیزیولوژیست سرشناس آمریکایی. و کسی که مقالات متعددی در باب «نیایش» نوشت و شماری از آنها توسط مرحوم دکتر شریعتی ترجمه و در کتاب «نیایش» خودش به چاپ رسیده است.

[6] - اصول کافی، ج2 کتاب دعا، باب وقت دعا.




طبقه بندی:
ارسال توسط نظری
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبلاگ

طراحی سایت

قالب وبلاگ