X
تبلیغات
رایتل

مرتبه
تاریخ : 1392/01/30

اقبال لاهوری یکی از نمونه‌های روشن انسان‌هایی است که معمولا از آن‌ها به‌عنوان«جمع‌اضداد» نام می‌برند. او در یکی از اشعار بلندش به زبان اردو، خود را از نگاه یک مولانا تعریف می‌کند: «که روزی مولانایی به من گفت: اقبال را می‌شناسی؟ مردی عجیبی است، مجموعه‌ای از کارها و خصلت‌های ضد و نقیض، مردی است که در عین سنی بودن، رگه‌هایی از تشیع در او یافت می‌شود؛ شب‌هایش با موسیقی و سحرگاه‌ اش با راز و نیاز می‌گذرد، در عین اینکه جانب شرع را روا می‌دارد، با زنان نامحرم نیز گرم گرفته و براحتی تمام ساعت‌ها حرف و سخن می زند، و...»

در این پست، به مناسبت سالروز تولد این اندیشمند ارزشمند، چند ویژگی او را از زبان خودش به خوانش می‌گیرم:

1-    متعبد محض و عقل‌گرای تام

برجسته‌ترین ابعاد به ظاهر متضاد او را می‌توان تعبد و نیز تعقل تام دانست. او چنان متعبد است که به‌هیچ چیزی جز خدا رضایت نمی‌دهد، و چنان عقل‌گرا که حتی گفته‌ی خدا را نیز در مواردی نا دیده می‌گیرد، و آن موارد همان‌هایست که او با عقل قطعی خودش به نتیجه‌ای رسیده است و خدا از او چیزی دیگری می‌خواهد:

غلامم جز رضای تو نه‌جویم

جز آن راهی که می‌گویی نه‌پویم

ولیکن گر به این نادان بگویی

خری را، اسب‌تازی گو، نگویم

2-    برای روز دیگر

او سخنان خودش را برای روزی و عصری غیر از عصر و روز خودش می‌دانست و معتقد بود، اسراری در سخنان خویش گنجانده است که کسانی خاصی فقط توانائی رسیدن و درک و بلکه چشیدن آن‌ها را دارد:

عصر من، داننده‌ی اسرار نیست

یوسف من، بهر این بازار نیست

3-    شعر، نه برای شعر

شعر برای اقبال وسیله بود نه هدف. اقبال مدعی است که او خود و جانش را در رگهای شعرش جاری ساخته است، و برای همین:

نه‌بینی خیر از آن مرد فرودست

که بر من تهمت شعر و سخن بست

4-    بی‌نام و نشان

چو رخت خویش بر بندم ازین خاک

همه گویند با ما آشنا بود!

ولیکن کس ندانست این مسافر

چه گفت و با که گفت و از کجا بود

5-    ضد تقدیر

او هیچگاه به «تقدیر» به معنی کلامی آن دل نداد و همواره انسان و دنیایش را حاصل تلاش و زحمت خودش می‌دانست و معرفی می‌کرد. دراین باب شعری دارد که زبان زد همگان شده است:

خدا آن ملتی را سروری داد

که «تقدیر»ش به‌دست خویش بنوشت

به آن ملت سروکاری ندارد

که دهقانش برای دیگران کشت

یا:

گرفتم پرده را از روی تقدیر

به حق دل بند و راه مصطفی‌(ص) گیر

اگر باور نداری آنچه گفتم

ز دین بگریز مرگ کافری میر




طبقه بندی:
ارسال توسط نظری
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبلاگ

طراحی سایت

قالب وبلاگ