خانه عناوین مطالب تماس با من

ســروش خــودی

ســروش خــودی

درباره من

بر گرفتم پرده از راز "خودی" وا نمودم سر اعجاز "خودی" اقبال لاهوری (ره) "خود" یعنی "من" و یا همان چیزی که در لفظ فرنگ آنرا با کلمه Ego بیان میکنند؛ و "خودی" یعنی "منیت" و "خودباوری". خودی مکتب و مشربی است برخواسته از فطرت و عمق جان انسان و اصلی است اساسی برای حیات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، و... در جهان امروز و فردای ما. پس تا میتوانیم "خودی" را بخود بباورانیم و قبل از هر کس و هر چیزی بر خویش و بازوان خویش تکیه نموده، در عرصه های فکری، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و... مان از این اکسیر نیرومند حیات استفاده برده و با سرمایه گذاری بر استعدادهای خارق العاده، بالقوة و نهفته خویش، ازاین نعمت عظیم خدادادی بصورت بهینه و گسترده استفاده بریم. علامه اقبال لاهوری (ره) بعنوان اولین کسی که مکتب خودی را پایه گذاری کرد و این اندیشه عمیق دینی را با این عنوان مطرح کرده است؛ در مورد خودی می فرماید: نقطهء نوری که نام او خودی است زیر خاک ما شرار زندگی است *** پیکر هستی ز آثار خودی است هرچه می بینی ز اسرارخودی است چون حیات عالم از زور خودی است پس بقدر استواری زندگی است قطره چون حرف خودی از بر کند هستنی بی مایه را گوهر کند تا سر تار خودی پیدا کند صد گره از رشتهء خود وا کند *** اقبال خودی را دارای دو بال میداند که عبارتند از علم و محبت که درواقع تعبیر دیگری است از اتحاد، همدلی و برادری: علم از سامان حفظ زندگی است علم از اسباب تقویم خودی است از محبت چون خودی محکم شود قوتش فرمانده عالم شود ایشان در نهایت در مورد اینکه خود اولین طراح و نظربه پرداز اندیشه و نظریه خودی است میگویند: بر گرفتم پرده از راز خودی وا نمودم سر اعجاز خودی یا: منکر حق پیش ملا کافر است من خود پیش من کافرتر است و بالاخره توصیه میکنند که برای رسیدن به خودی باید از خدا شروع کرد همچنانکه برای رسیدن به خدا باید از مسیر خودی گذشت! انسان بی خدا هزگر نمیتواند به مقام خودی بار یابد همچنانکه انسان بیخود هیچگاه نمی تواند بنده خوبی برای خدا باشد. پس: از همگان کناره گیر صحبت آشنا طلب هم زخداخودی طلب هم زخودی خداطلب و چنین است که خودی در نگاه اقبال هماره همراه با اعجاز است و هرکجا خودی ای حاصل شود، اعجاز نیز تحقق می یابد و انسان های خودیافته تنها کسانی است که مبتوانند معجزه کنند! معجزه در عرصه اعتقادی، سیاسی، اجتماعی، علمی، نظامی، و... آرزو میکنم روزی فرا رسد که همه انسانها به خودی خویش رسیده و همگان برسر سفره کرامت انسانی تکیه زده هیچ کسی در طمع خام خیانت به دیگران نیفتد آرزو میکنم جهانی داشته باشیم که در آن هرکسی فکر و اندیشه اش را بدون هزینه، تهدید و تطمیع به دیگران عرضه کند. الهی که همه شاد باشند و آباد و ما نیز. شما هم میتوانید با طرح نظرات تان، کمک مان کنید. بامید پیروزی و بهروزی همگان! ادامه...

روزانه‌ها

همه
  • بهترین شیوه‌ی آموزش زبان
  • اشعار زیبا
  • عبدالله بیدار (جالب و جذاب)
  • مثنوی معنوی و دیوان کبیر
  • افغانستان
  • متون و منابع دینی
  • مـعـــــنـای مـــــتـن وبلاگ قرآنی خودم
  • تاریخ فلسفه
  • فردای افغانستان
  • سرکوه بلند
  • مردم هزاره
  • مطالعات قرآنی ـ کریمی نیا
  • نصر حامد ابو زید
  • نیو معتزلی
  • آمار های لحظه به لحظه جهان
  • کودکانه
  • طلاب استور (پاکستان)
  • زابلستان

پیوندها

  • نهج البلاغه
  • سروش دباغ
  • دکتر عبدالکریم سروش
  • آیت الله جوادی آملی
  • مردم هزاره
  • دانشگاه الازهر
  • زابلستان
  • نگاه نو به جهان پیرامون
  • المکتبه الشامله
  • طلاب استور
  • صحیفه سجادیة
  • نصر حامد ابو زید
  • مجله معارف
  • عابد الجابری

دسته‌ها

  • تحلیلی 35
  • تاریخی 10
  • گوناگون 30
  • در محضر بزرگان 6
  • اعتقادی 3
  • با اقبال لاهوری 4
  • درد دل 1

برگه‌ها

  • جواب شکوه !
  • شکوه
  • بررسی وحدت شخصی وجود
  • آخوند افغانی !
  • Hazara, The Outsiders

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • حجربن عدی
  • اقبال لاهوری
  • شهید عدالت شدید
  • نیایش در نگاه بزرگان
  • رمضان، ماه رحمت‌ها و زحمت‌ها

بایگانی

  • اردیبهشت 1392 1
  • فروردین 1392 1
  • مرداد 1391 2
  • تیر 1391 6
  • خرداد 1391 1
  • اردیبهشت 1391 2
  • فروردین 1391 4
  • اسفند 1390 7
  • بهمن 1390 2
  • دی 1390 6
  • آذر 1390 5
  • آبان 1390 16
  • مهر 1390 10
  • شهریور 1390 1
  • تیر 1390 9
  • خرداد 1390 15
  • اردیبهشت 1390 10
  • فروردین 1390 15
  • اسفند 1389 15

آمار : 104961 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • نسل مزاری 1389/12/22 09:00
    نسل عدالت، نسل خون، نسل مزاری شور و شعور و استقامت، بی قراری مردم! هزاره نسل خون است و شهادت میراث دار پرچم سبز عدالت مردم علی، مردم مزاری و عدالت همزاد خواهد ماند تا روز قیامت اسپی سپیدی در بیان پای می کفت خم می شد و باگل حدیث تازه می گفت با یال خونین بین طوفان شیهه میزد می تاخت آتش زار را برخاک می خفت من درکنار دفتر...
  • خون تازه 1389/12/22 08:55
    تقدیم به پرچمدار عدالت و آزادی شهیدمزاری نسل عدالت، نسل خون، نسل مزاری! شور و شعور و استقامت، بی قراری مردم! هزاره نسل خون است وشهادت میراث دار پرچم سبز عدالت مردم! علی، مردم ! مزاری و عدالت همزاد خواهد ماند تا روز قیامت اسپی سپیدی در بیان پای می کفت خم می شد و باگل حدیث تازه می گفت با یال خونین بین طوفان شیهه میزد می...
  • من تر از من 1389/12/15 08:02
    بر دو چشم من نشین از آنکه از من من تری تا زبان اندر کشد سوسن که تو سوسن تری (مولانای بلخی) حتما متوجه شده اید که گاهی در نهاد و نهانخانه دل آدمی کسی چیزهائی زمزمه میکند که خود آدم خیلی با آنها موافقت ندارد و یا اقلا در خطی نیست که این زمزمه ها او را بدانجا میخواند و میکشاند. این زمزمه های مرموز از کجاست و چرا چنین...
  • من تر از من (۲) 1389/12/15 07:58
    مولانای بلخی اولین کسی نیست که این سر را فاش کرد و بر آفتاب انداخت، ایشان فقط تفسیر گفته هائی کرد که تفسیرش کار هرکس نیست و فهمش نیز. مولانا در شعر پیش گفته اش تفسیر قرآن کرده است و چنین است که برخی مثنوی را او را تفسیر منظوم قرآن تلقی نموده اند و تلاش کرده اند در هر شعر و بیت آن اثر و نشانه ای قرآنی بیابند. از او می...
  • پیام گلبدین حکمتیار به مردم شریف هزاره 1389/12/14 08:36
    برادران عزیزم! شما را به برادرى و اخوت دعوت مى کنم، به عزت و سربلندى، به زندگى برادروار در خانه مشترک مان افغانستان، به صلح، عدالت و برابرى، به نجات از سلطه اجانب، به نجات از سلطه تفنگداران وابسته به بیگانه، دین فروش، وطن فروش و غلامان و مزدوران اجنبى، به قرآن که کتاب خداى ما و رهنمود تمامى مسلمانان است، بیایید دست...
  • گل سرخ! 1389/12/14 08:09
    دخترم مگو که افغانی نیم مگو که لعل بدخشانی نیم دخترم مگو تو حرف تلخی! گل سرخم تو زشهر بلخی دخترم مگو که افغانی نیم [1] مگو که لعل بدخشانی نیم [2] دخترم مگو تو حرف تلخی! گل سرخم تو ز شهر بلخی *** بلخ از علم وهنر دریا ها است زادگاه بوعلی سینا ها است بلخ نام اولین دولت شهر "نوبهار" [3] آتش شوریده به دهر آتش...
  • خودی 1389/12/14 07:24
    در یک تعریف دقیق تر خودی عبارتست از آشنائی به خود و به خویشتن خویش، به آن روح و جانی که از مبدا خاص الهی به انسان افاضه شده تا صورت حیوانی او را سیرت انسانی ببخشد. همانی که وقتی به خمیره تن آدمی اضافه و افاضه شد از او چیز دیگری ساخت «ثم انشأناه خلقا آخر» و حتی خداوند را که از هر عرض و عارضی بری است -گویا- به تعجب...
  • اسرار خودی 1389/12/13 17:47
    ازخودی طرح جهانی ریختند دلبری با قاهری آمیختند منکر حق نزد ملا کافر است منکر خودنزد من کافرتر است * * * پیکر هستی ز آثار خودی است هرچه میبینی ز اسرار خودی است وا نموده خویش را خوی خودی است خفته د رهر ذره نیروی خودی است چون حیات عالم از زور خودی است پس به قدر استواری زندگی است
  • 128
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • صفحه 5