ای دوست شکر بهتر یا آنکه شکر سازد؟
خوبی قمر بهتر یا آنکه قمر سازد؟
ای باغ تویی خوشتر یا گلشن و گل در تو؟
یا آنکه بر آرد گل، صد نرگس تر سازد؟
ای عقل تو به باشی در دانش و در بینش
یا آنکه به هر لحظه صد عقل و نظر سازد؟
بیخود شده ی آنم، سرگشته و حیرانم
گاهیم بسوزد پر، گاهی سر و پر سازد
دریای دل از لطفش پر خسرو و پر شیرین
وز قطره ی اندیشه صد گونه گهر سازد
«مولانای بلخی»
گفته اند: "خدا پاسدار (یا خون خواه) خونهایی است که بدون هیچ گناهی به زمین ریخته میشود".
این گفته یک حقیقت انکار ناپذیر است ولی نمیشود همه کارها را به خدا واگذار کرد و خود دست بسته منتظر نشست تا خدا دست از آستین قدرت بر آورده انتقام خون بیگناهان را بگیرد, چه آنکه خداوند بر اساس سنت های تغییر ناپذیرش, قسمتی از کارها را بعهده خود آدم ها گذاشته است, گرچند خود بعد ازهمه آنها منتقم نهایی و داور دادگر آخرین است.
هزاره های کوئته در چند روز گذشته روزگار سختی را تجربه کردند و الان هم میکنند، وضعیتی که همه هزاره ها را به حرکت و انقلاب واداشته و میشود آغازی یک مرحله جدیدی از حرکت های انقلابی و هویت یابانه هزاره ها تلقی شود.
گاهی انسان در طول روز به کسانی بر میخورد که گله ها از روزگار دارد و من جمله از وظیفه نشناسی های زیادی بعضی از افرادی که سروکار شان با مردم است و به تعبیر رائج مسئول یکی از ادارات دولتی یا غیر دولتی به شمار میروند! این افراد مسئول نام که هیچ مسئولیتی نداشته و در قبال هیچ کسی پاسخگو نیستند، گاهی چنان مطابق میل خود و ارام و قدراس کار میکنند که گویا کسی منتظر وی نبوده و دیگران نیز مانند او بیکار اند. بگذریم از اینکه گاه همین افراد مسئول در قبال کاری که میکنند و تنخواهی از دولت میگیرند، از مردم نیز رشوه یا شیرینی در خواست نموده و کار کسانی را راه می اندازند که به این خواست آنها پاسخ مثبت داده مبلغی را بعنوان رشوه یا شیرینی یا هر زهرمار دیگر به وی تحویل دهد. طرفه اینکه افراد شاکی (که شکایت شان بدلیل نبود مرجع ذیصلاح دیگر، معمولا شخصی بوده و به شکل درد دل کردن با دیگران صورت می پذیرد) اینگونه کوتاهی کردنها در انجام وظایف سیاسی، اجتماعی، اداری، و... را ناشی از مسلمان بودن مان میدانند واینکه در جهان کفر از چنین شانه خالی کردنها و به فردا و فرداها انداختن ها خبری نیست! هرچه هست در کشورهای اسلامی است. دیگران هم وظیفه شناس اند و هم وقت شناس. یعنی هم کار میکنند و هم تمام کارها را سر وقت انجام میدهند!
ادامه مطلب ...
مدتی است که امضا توافقنامه "پیمان استراتژیک" میان ایالات متحده آمریکا و افغانستان بر سر زبانها افتاده و مخالفان و موافقانی فراهم آورده است و هر دسته ای تلاش دارد حرف خود را بکرسی بنشاند و نظر خودش را بر دیگران تحمیل نموده یا بقبولاند.
با توجه به اینکه اعلان موافقت و مخالفت، تابع اطلاع دقیق از محتوای این پیمان مهم و به اصطلاح "استراتژیک" است، تصمیم گرفتم متن آنر در ختیار خوانندگان محترم وبلاگم قرار دهم تا خود در زمینه منطقی بودن و نبودن امضا چنین پیمانی، به قضاوت بنشینند: