X
تبلیغات
رایتل

مرتبه
تاریخ : 1390/02/06

دیشب دیر تر از معمول به منزل آمدم و برای همین نیز مجبور بودم ناز بیشتری از علی مان بکشم و بدین منظور وقتی برای آب شیرین رفتم اورا نیز همراهم بردم و و طبق معمول جنجال راه انداخت که: بابا برام چیثی بخر؟

احساس کردم مقاومت کردن فائده ای ندارد و پفکی خریدیم و برگشتیم. دخترم یگانه نیز منتظرم بود بغلش کردمه وکنار پشتی ای ایستاده اش نمودم تا استادن را تمرین کند. ولی او با دیدن پفک گویا فراموشش شد که هنوز راه رفتن بلد نیست و برای همین تلاش کرد بدون از دست دادن وقت همانگونه که ایستاده بود خود را به برادرش رسانده و نصیبی از پفک بگیرد، و برای همین بود که اولین گام عمرش را برداشت ولی نتوانست خودش را تا گام دوم نگه دارد و روی دستان من که از نزدیک موظبش بودم افتاد!

چه دانی که این گام برداشتن چه احساسی بمن داد؟! ولی در ادامه به این فکرم انداخت که:

گام اول مهمترین است، زیرا: گام اول گرنهد... کج!   تا سریا...

مثلیکه شاعر در فضایی غیر از فضا و حال و هوای که من در آن نفس میکشیدم، قرار داشته لذا از گام اول نه که از خشت اول گفته است (خشت اول گر نهد معمار کج... تا سریا می رود دیوار کج). گرچند نتیجه نهایی هردو یکی است و خیلی با هم تفاوتی نمیکند نه فقط این که که آنچه من آورده ام حقیقتی است که که شاعر مذکور بالکنایه از آن تعبیر به «خشت اول» نموده است.

این یک واقعیت است که گام اول مهمترین است و در مهمترین بودن آن همین بس که 99٪ از ما در اکثر مسایل روز مره زندگی مان ادامه همان  گام اول را میریم و این امر چنان عمومیت دارد که حتی عرصه اعتقادات را نیز (که برخی از لازم البرهانی بودنش سخن میرانند!) در برمیگیرد. یعنی همان تعداد از مردم در این عرصه همان راهی را میرود که در قدم اول در آن راه گام نهاده است به جنگ هفتاد و دو ملت توجه کنید که چگونه بدون توجه به حقیقت راه افسانه میزنند!

این کلام ادامه شیرینی دارد وفقط خواستم «سخن اول» را گفته باشم اگر عمری بود سر فرصتی تفصیل بیشتری از آن خواهد آمد.




طبقه بندی:
ارسال توسط نظری
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبلاگ

طراحی سایت

قالب وبلاگ