X
تبلیغات
رایتل

مرتبه
تاریخ : 1390/03/29

خدایا: "عقیده " مراازدست "عقده ام" مصون بدار.

خدایا: به من قدرت تحمیل عقیده "مخالف" ارزانی کن.

خدایا: رشد علمی و عقلی مرا ازفضیلت"تعصب" و" احساس" و" اشراق" محروم نساز.

خدایا: مرا همواره آگاه و هشیار دار تاپیش از شناختن "درست" و " کامل " کسی یا فکری، مثبت یا منفی قضاوت نکنم.

خدایا: جهل آمیخته با خود خواهی و حسد مرا رایگان ابزار قتاله دشمن برای حمله به دوست، نساز.

خدایا: شهرت منی راکه: "می خواهم باشم" قربانی منی که: " میخواهند باشم" نکند.

خدایا: مرا از چهارزندان بزرگ انسان: "طبیعت، تاریخ، جامعه و خویشتن" رهاکن، تا آنچنان که توای آفریدگارمن، مرا آفریده ای خود آفریدگار خود باشم، نه که همچون حیوان خود را با محیط، که محیط را با خود تطبیق دهم.

خدایا: مرا از فقر ترجمه و زبونی تقلید نجات بخش، تا قالبهای بی ارزش را بشکنم، تا دربرابر"قالب ریزی" غرب! بایستم و تا همچون اینها و آنها دیگران حرف نزنند و من فقط دهانم را تکان دهم.

خدایا: مرا یاری ده تا جامعه ام را بر سه پایه "کتاب، ترازو و آهن" استوار کنم، و دل را از سه سرچشمه" حقیقت، زیبائی، و خیر" سیراب سازم. مذهب بی عوام، ایمان بی ریا، خوبی بی نمود، گستاخی بی حامی، مناعت بی غرور، عشق بی هوس، تنهائی در انبوه جمعیت، و دوست داشتن بی آنکه دوست بداند، روزی کن.

خدایا: به من زیستنی عطاکن که در لحظه مرگ، بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است، حسرت نخورم، و مردن عطا کن که بر بیهودگیش سوگوانباشم.

بگزار تا آنرا من خودم انتخاب کنم اما آنچنان که تو دوست میداری.

خدایا: "چگونه زیستن" راتو به من بیاموز، "چگونه مردن" را خود حواهم آموخت.

خدایا: میدانم که اسلام پیامبر تو با " نه" آغازشد و تشیع دوست تو نیز با " نه" آغاز شد( نه ای که علی در دشواری عمر در پاسخ عبدالرحمن گفت). مرا ای فرستنده محمد دوستدار علی، به "اسلام آری" کافر گردان.

خدایا: "مسئولیتهای * مسلمان بودن" راکه علی وار بودن و علی وار زیستن و علی وار مردن است، و علی وار پرستیدن و علی وار اندیشیدن و علی وار جهاد کردن و علی وار کار کردن و علی وار سخن گفتن و علی وار سکوت کردن است تا آنجا که در توان این بنده ناتوان علی است همواره فرایادم آر.

به عنوان یک" من علی وار" یک روح در چند بعد: خداوند سخن در منبر، خداوند پرستش در محراب، خداوند کار در زمین، خداوند پیکار در صحنه، خداوند وفا در کنارمحمد (ص)، خداوند مسئولیت در جامعه، خداوند قلم در نهج البلاغه، خداوند پارسائی در زندگی، خداوند دانش در اسلام، خداوتد انقلاب در زمان، خداوند عدل در حکومت، حداوند قلم در نهج البلاغه، خداوند پدری و انسان پروری در خانواده، و ... بنده خدا در همه جا و همه وقت.

خدایا: "اینها" علی را تا خدا بالا می برند، و آنگاه که اورا در سطح کسی که از ترس، به "خلاف شرع" رای میدهد و با خائن بیعت میکند پائین می آورند! تسبیح گوی ولایت جورند و رجز خوان که : نعمت ولایت علی داریم.

خدایا: "اخلاص" و "اخلاص" و "اخلاص" به عنوان یک مسلمانی(شیعه)مسئول، و فادار به مکتب، و حدت و عدالت که سه فصل زندگی اوست، رهائی و برابری که مذهب اوست، و فداکردن همه مصلحتها، در پای حقیقت که رفتار آوست.

خدایا: رحمتی کن تا ایمان نام و نان برایم نیاورد، قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را درخطرایمانم افکنم، تا از آنهاباشم که پول دنیارا میگیردند و برای دین کارمیکنند، "نه" از آنها که پول" دین" را میگیرند و برای "دنیا" کار میکنند.

خدایا: همواره تو را سپاس میگزارم که هر چه در راه "تو"و در راه "پیام" توپیشتر میروم٬ بیشتر می آموزم، آنها که باید مارا بنوازند"میزنند"٬ و آنها که باید هم گام ما باشند سد راه مان میشوند، آنها که باید حق شناسی کنند، حق کشی میکنند، آنها که باید دستمان را بفشارند سیلی میزنند، آنها که باید در مقابل دشمن دفاع کنند پیش از دشمن حمله میکنند، و آنهای که باید در برابر سم پاشی های بیگانه ستایش مان کنند تقویت مان کنند، آمیدوارمان کنند، تبرعه مان کنند سرزنشمان میکنند، تضعیف مان میکنند ، نا آمید مان میکنند، متهم مان میکنند، سپاس میگزاریم همین نعمت بزرگی است، به جز این آدم از"اخلاص"(یکتائی) برخوردار نمی شود. تا در راه توازتنها پایگاه که چشم یاری داریم و پاداشی گیریم نا امید شویم تا تنها امید مان تو شود، چشم انتظارمان تنها به راه تو بازماند، تنها از تو یاری طلبیم، تنها از تو پاداش طلبیم، و در حساب که با تو داریم شریک دیگر نباشد، تا تکلیف مان با تو روشن شود، تا تکلیف مان با خود مان معلوم گردد.

خدایا: درروح من، اختلاف در "انسانیت " را، با اختلاف در "فکر" و اختلاف در " رابطه"، باهم میامیز، آنچنان که نتوانم این سه اقنوم جدا ازهم را بازشناسم.

خدایا: مرا بخاطر حسد، کینه و غر، عملهء آماتور ظلمه مگردان.

خدایا: خود خواهی را چنان در من بکش، یا چندان برکش، تا خود خواهی دیگران را احساس نکنم و از آن در رنج نباشم.

خدایا: مرا، در ایمان،"اطاعت مطلق" بخش تا در جهان " عصیان مطلق" باشم.

خدایا: مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان، اضطرابهای بزرگ، غمهای ارجمند و حیرت های عظیم را برحم عطاکن.

خدایا: اندیشه و احساس مرا در سطحی پایین میاور که زرنگی های حقیر و پستی های نکبت بار، و پلید " شبه آدمهای اندک" را متوجه شوم.

                                     {{{{{{{{ آمین }}}}}}}}




طبقه بندی:
ارسال توسط نظری
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبلاگ

طراحی سایت

قالب وبلاگ